خیلی اتفاقی داشتم تو اسناد گنو/لینوکسی که تو سطح نت هست گشت و گذار میکردم که یه لینک مرجع و در عین حال مهم به چشمم خورد."چرایی آزادی از دید استالمن".

این مطالب تو این وب سایت درج شده بود و من برگردان فارسی اون رو مطالعه کردم.حرف هایی که استالمن تو این مقاله میزنه جای تامل بسیار داره.

اول از همه با صنعت چاپ حرفشو آغاز میکنه و میگه که اصلا این ایده کپی رایت و محفوظ نگه داشتن حق کپی گرفتن از کجا اومد.ریشه شناسی تاریخی جالبی که خودم تا حالا فکر میکردم با ظهور نرم افزار این واژه شکل گرفته.

در سطر های بعد اشاره میکنه که قانون کپی رایت از صنعت چاپ به صنعت نرم افزار هم منتقل میشه منتهی با سخت گیری های بیش از حد و قوانین سفت و سخت گیر تر.که این امر باعث میشه تعقیب و گریز افرادی که از این قانون تخطی کردن یه امر عادی تلقی بشه.

استالمن لحن تندی داره تو این مقاله..میشه تندی و گرمی صداش رو لابلای جملاتش حس کرد..

اون به انگیزه های ایجاد و وضع این قانون هم یه گریزی میزنه و میگه که مثلا تو شوروی سابق انگیزه ها "سیاسی" بوده و تو امریکا انگیزه "سود".

بعد دلایلی که وضع شدن تا ما نتونیم به اطلاعاتی که حقمون هست بهمون برسه می پردازه.دلایلی که توسط صاحبان سرمایه وضع شده برای پول اندوزی بیشتر و سرابی به نام کپی رایت.

جامعه به چه چیز نیاز دارد؟ به اطلاعاتی که حقیقتاً در دسترس شهروندانش باشد---برای مثال، برنامه‌هایی که آنها بتوانند بخوانند، تعمیر کنند، با خواسته‌های خود وفق دهند و آن را اصلاح کنند٬ نه اینکه فقط آن را به کار گیرند. اما چیزی که مالکین به ما تحویل می‌دهند جعبه سیاهی است که قادر به مطالعه و تغییر آن نیستیم.

همچنین جامعه به آزادی نیاز دارد. زمانی که برنامه مالک داشته باشد، کاربران حتی آزادیِ کنترلِ قسمتی از زندگیشان را هم از دست می‌دهند.

او روح همکاری داوطلبانه را شاه کلید حل این مشکل میداند و میگوید:

و مهم‌تر از همه، جامعه نیاز دارد که روح همکاری داوطلبانه را در شهروندانش تقویت کند. زمانی که مالکینِ نرم‌افزار به ما می‌گویند کمک به همسایگانمان به طور طبیعی «دزدی» محسوب می‌شود؛ آنها روح مدنی جامعه ما را آلوده می‌کنند.

اینا رو خوندم و باز هم تو فکر عمیقی فرو رفتم که:

واقعا چی میشد اگه روزی همه کسانی که به نحوی با دنیای کامپیوتر سر و کار داشتن،سعی در فهم این کج فهمی های قانونی میکردند و طرحی نو در می انداختند؟

به قول حافظ:

"میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست... تو خود حجاب خودی، حافظ، از میان برخیز"

امروز ممکن است شما به عنوان یک کاربر کامپیوتر، خود را در حال استفاده از یک نرم‌افزار انحصاری بیابید و اگر دوست شما نسخه‌ای از برنامه را بخواهد، درست نیست که خواهش او را نپذیرید. همکاری مهم‌تر از کپی‌رایت است. اما همکاری پنهانی جامعه خوبی را نمی‌سازد. هر شخصی باید آرزوی یک زندگی درست آشکار و آزادانه را داشته باشد؛ و این به معنی نه گفتن به نرم‌افزار انحصاری است.

شما شایستگی این را دارید که بتوانید آشکارا و آزادانه با سایر افرادی که از نرم‌افزار استفاده می‌کنند، همکاری و مشارکت کنید. شما شایستگی این را دارید که چگونگیِ کارکرد نرم‌افزار را یاد بگیرید و آن را به دانش‌آموزان خود بیاموزید. شما شایستگی این را دارید که وقتی نرم‌افزار با مشکلی مواجه می‌شود، برنامه‌نویسان دلخواه خود را برای تعمیر آن استخدام کنید.

شما شایستگی استفاده از نرم‌افزار آزاد را دارید.