چند وقت پیش ها بود که فیلم دشمن پشت دروازه ها رو دیدم.فیلمی که روایت گر دو تک تیر انداز در دو جبهه مختف از جنگ جهانی بود.با اینکه اون فیلم به هیچ عنوان عاشقانه محسوب نمیشد اما نشون داد که عشق در زمان جنگ چقد میتونه قوی تر باشه و چقد میتونه رو آدم تاثیر بذاره..یه جمله ای هست که میگه:"جنگ تجلی خانه رویش احساسات نابه..."

بعد از سال ها امشب فیلمی رو دیدم که دست کمی از فیلم قبلی نداشت.با این تفاوت که تم این یکی کاملا فرق داشت.عشق و رابطه احساسی بین دو فرد رو به نمایش میذاشت.بله:testament of youth جز اون دسته از فیلم هاست که حداقل باید یه بار ببینیدیش.اینکه زندگی واقعا چقد تراژدیک هست در اکثر موارد از چشم مون دور می مونه.انقد که بعضی وقتا تو خوشی غوطه ور میشیم و نمیدونیم که اینا لایه های مصنوعی هستن.ذات "زیستن" و "بودن" دردناکه و این درد و رنج وقتی با "خاطرات" عجین میشن، تو رو تبدیل میکنن به یه آدم بی تاب.بی قرار...به شخصه وقتی داشتم این اثر هنری خوش ساخت و بی آلایش رو می دیدم تو اکثر دقایقش, چشمم رو خیس حس کردم.نمیدونم...شاید من زیادی احساساتی ام..:(