خیلی وقته موزیک به معنای واقعی گوش نمیدم.بر خلاف زمان دانشگام که هرروز و هر لحظه هندزفری تو گوشم، وز وز میکرد و ته مغزمو میخورد.

چند وقتیه کلا نه با موزیک حال میکنم نه با خیلی از چیزای دیگه ای که زمانی باهاشون حال میکردم.اما بعضی وقتا به صورت اتفاقی یه آهنگ قدیمی که خیلی هم دوسش داری به گوشت میخوره.اونجاست که دامنت از دست میره...

متن زیر از ترک خورشید خانم هست..به شدت به این آهنگ علاقه دارم:

آفتابه... ولی سرده! کوش خورشید خانومه هرزه؟

با کدوم‌یکی از ستاره‌های آسمون من خوابیده که نیست، رفته

شاید پشتِ ابره، منم منتظر نمی‌مونم که بیاد بیرونُ ببینمش
می‌رم پشتِ ابرا تا بگیرمش

توی بغلم... آخ، سوختم...

آخرین باری که دیده بودمت توی صفحه نمی‌دونم چندُم کتاب نقاشیم بود

یادش بخیر...


ای‌کاش چیده بودمت، مثل گل... ای‌کاش چیده بودمّت

خب، واسم تعریف کن با ابر جلوت رابطه‌ات چطوره؟

شنیدم واسه این‌که کسی نمی‌تونه ببینتت،  برخورده یه‌ خورده بهت

این فاصله دوره، بیا به هم نزدیک‌تر بشیم تا دست بکشم روی موهای بورت

به تو محرَم شدم با نورت...

منم ساکن یه شهر، یه مسافر غریب تو خونه، وارث یه درد

از چیدن سیب درختِ تو آسمونت...

مردم من می‌گن که خورشید خانوم هنوز خوابه، ولی عکسِت هنوز

گوشه‌ی اُتاق خدا تو قابه، هر روز پا می‌شه و گردشُ می‌گیره و می‌گه به‌قول زمینیا

خورشید تا اَبد پشتِ ابر نمی‌مونه... نه، نه نمی‌مونه... نه برو عقب منو بغلم نکن

منُ آروم می‌کنی، بذار داد بزنم به همه بگم که یه‌روز میای بیرون از پشتِ اَبر زمینُ جارو می‌کنی...


بگو میای لعنتی، بگو میای لعنتی،

بگو میای...

بگو میای، بگو میای، بگو میای، بگو میای، بگو میای...


نگران نباش، من هوای تو رو دارم خانوم،

از پشتِ ابر یهو نیا بیرون، دستتُ بده به من خیلی آروم،

یکم آروم باش، از ابر جلوت دل‌گیر نباش، که من حاصل بارش بارون‌هام

تو این چند ساله، جات خیلی خالی بود
وای خیلی عالی بود، اون وقتا که بودی

من اُفتادم پایین جات خیلی خالی بود
آفتاب، بود ولی سرد، این آسمون واسه تو جا دار، بود ولی تنگ


بگو میای لعنتی، بگو میای لعنتی، بگو میای؛

بگو میای لعنتی، بگو میای لعنتی، بگو میای...